دنیای سلامتی

بهبودی کامل با سبک زندگی سالم

سقف طول عمر انسان تا 115 سال

با بررسی دقیق اطلاعات جمعیت‌شناختی مربوط به قرن گذشته، محققان به این نتیجه رسیده‌اند که طول عمر بیشینه انسان در حدود 115 سال است. این یافته‌ها مبتنی بر تجزیه و تحلیل جامع داده‌های مربوط به سن افراد در آن دوره زمانی می‌باشد. بر اساس این شواهد علمی، محققان توانسته‌اند برآورد معتبری از حداکثر طول عمر ممکن برای انسان ارائه دهند. این کشف می‌تواند بینش ارزشمندی را در زمینه‌های مختلف مطالعات جمعیت‌شناختی و بهداشت عمومی فراهم آورد.

طول عمر انسان معمولاً بیش از 115 سال نیست

افراد با انتخاب کردن سبک زندگی مناسب می توانند تا حدودی باعث افزایش طول عمر خود شوند. همچنین رژیم غذایی صحیح رابطه مستقیمی با نحوه زندگی و میزان بهره مندی از سلامت جسمی فرد دارد، به طوری که تغذیه مناسب از مهم ترین عوامل سلامتی و طول عمر افراد است. علاوه بر این، ورزش کردن نیز یکی از راهکارهایی است که می تواند به افزایش عمر افراد کمک کند و انواع مختلفی از آن وجود دارد که هر یک به نوعی برای سلامتی مفید هستند.

نتایج یک پژوهش سقف طول عمر انسان را تخمین زد

اما چنین چیزی ظاهراً برخلاف شهودهای ماست. میانگین امید به زندگی انسان در طول قرن های اخیر همواره روبه رشد بوده است. حداکثر طول عمر انسان نیز همین طور:اگرچه صحت سنجی ادعای عمر بسیار طولانی شاید دشوار باشد، مجموعه ای موثق از آمارها در سوئد نشان داده پیرترین افراد در دهۀ 1860 تنها 101 سال عمر کرده اند، اما این عدد در دهۀ 1990 به 108 سال رسیده است. ویژ، که مطالعات جدید را رهبری می کرد، می گوید:«جمعیت شناسان می گفتند اگر این چشم انداز نقطۀ پایانی هم داشته باشد، فعلاً نمی توان این نقطه را دید.» «وقتی کالمان در 122سالگی درگذشت، همه گفتند دیر یا زود کسی پیدا خواهد شد که 125 یا 130 سال عمر داشته باشد. اما بعد از کلمنت، کسی به سن او نرسید. حداکثر سن 115 سال بود.» دانگ، میلهالند و ویژ برای اینکه ببینند این ثباتِ فرضیْ واقعی است یا خیر، به سراغ دو بانک بین المللی اطلاعات در زمینۀ طول عمر رفتند و افراد سالمندِ ازدنیارفته در هر سال را بررسی کردند. آن ها به طور مشخص سالمندان فرانسه، ژاپن، بریتانیا و ایالات متحده را مورد بررسی قرار دادند، چهار کشوری که بیشترین جمعیت بالای 110 سال را دارا هستند. داده های به دست آمده واضح بود. بین دهۀ 1970 تا اوایل دهۀ 1990، حداکثر طول عمر انسان از چیزی حدود 110 سال به 115 سال رسید و این رشد بعد از سال 1995، کمی پیش از مرگ ژان کالمان، متوقف شد. درواقع تیمِ ویژ برآورد کردند که، در هر سال، احتمال اینکه حداقل یک نفر در جهان بیش از 125 سال عمر کند کمتر از یک در ده هزار است. باوجود بهداشت، آنتی بیوتیک ها، واکسن ها و دیگر پیشرفت های پزشکی، باز هم پیرترین افرادِ زنده دیرتر از این نمی میرند. صرف نظر از محدودکردن مصرف کالری، داروهایی مثل راپامیسین یا دیگر ترفندهایی که انسان برای کندکردن ساعت شنیِ عمرش به آن ها متوسل می شود، بعید هم هست چنین شود. ویژ می گوید:«در علم هیچ وقت نمی توانیم مطمئن باشیم، اما من تابه حال چیزی ندیده ام که فکر کنم می تواند این سقف طول عمر را افزایش دهد.» سقف طول عمر ما احتمالاً رابطۀ تنگاتنگی با بیولوژی مان دارد. همین طور که پیر می شویم، آرام آرام به دی.ان.ای و دیگر مولکول های بدنمان آسیب می رسانیم و این باعث می شود سیستم پیچیدۀ سلول هایمان به توده ای پرسروصدا و ناکارآمد تبدیل شود. در بیشتر موارد، این فساد منجر به بیماری های خاص کهن سالی، همچون سرطان، نارسایی قلبی یا آلزایمر می شود. اما اگر افراد بیشتر از 80 یا 90 سال عمر کنند، احتمال مبتلاشدن به چنین بیماری هایی عملاً در آن ها رو به کاهش می گذارد، شاید چون این افراد ژن های محافظ دارند. صدوده ساله ها نوعاً به خاطر بیماری های حاد نمی میرند:کالمان به مرگ طبیعی مرد و بسیاری از این افراد حتی در اواخر عمرشان هم از لحاظ فیزیکی به کسی وابسته نیستند. ویژ می گوید باوجوداین همچنان می میرند، «صرفاً به این خاطر که بسیاری از کارکردهای جسمی شان مختل می شود. یعنی بیش ازاین نمی توانند به زندگی ادامه دهند.» چرا زندگی باید به چنین توقف یکباره ای برسد؟ تصور کنید حیوانی دارید که پیر نمی شود. هرچند نامیراست، همچنان ممکن است بر اثر گرسنگی، تصادف یا حملۀ حیوانات درنده بمیرد. بالاخره شانس این موجود تمام می شود. این موجود خیالی باید جمعیتی شبیه به ما داشته باشد:تعداد زیادی جوان و تعداد کمتری افراد سال خورده.

طول عمر

سقف طول عمر تا اطلاع ثانوی 115 سال است

بهاین ترتیب، تکامل احتمالاً به تغییرات ژنتیکی ای یاری می رساند که مزایایی برای مراحل ابتدایی زندگی، همچون رشد یا تولیدمثل، ایجاد می کنند. در مقابل، تکامل آن دسته از تغییرات ژنتیکی ای را که در اواخر زندگی منجر به صدمه دیدن بدن می شوند، نادیده می گیرد. وقتی تعداد کسانی که به این سن می رسند تا این حد کم است، این تغییرات خیلی کم اهمیت پیدا می کنند. به همین خاطر است که موجودات پیر می شوند. تکامل طبیعتاً و به شکل اجتناب ناپذیریْ جوانی را بر پیری ارجح می داند. اما اگر رشد اولیه و تجربیات کودکی نقش بسیار مهمی در سلامت بزرگ سالی ما داشته باشند، باید توجه داشته باشیم که صدساله های امروز در دهۀ 1900 به دنیا آمده اند. هولی براون بورگ از دانشگاه داکوتای شمالی می گوید، شاید هنوز «تأثیر ارتقای بهداشت، مراقبت های سلامت، واکسیناسیون و پیشرفت های بهداشتی ای که در دهه های سی به بعد اتفاق افتاده اند» در بایگانی های طول عمر ثبت نشده است. یا شاید، «رژیم های نامناسب و ورزش نکردنْ آن دستاوردها را خنثی کرده است». ویژ می گوید احتمال کمی هست که این موضوع اهمیت زیادی داشته باشد. «همین که شما در دوران کودکی جان سالم به در ببرید به این معناست که احتمال زنده ماندنتان در طول دوره های بلند واقعاً بیشتر است. همچنین پیشرفت های بسیاری صورت گرفته است که با استفاده از آن ها می توان افراد سالمند را مدت بسیار بیشتری زنده نگه داشت. ما به پیشرفت در مراقبت های پزشکی و استانداردهای ایمنی ادامه داده ایم و روزبه روز به تعداد افرادی با عمر طولانی اضافه می شود. برای این واقعیت که هیچ کسی کهن سال تر از ژان کالمان نیست هیچ تبیینی نداریم جز اینکه بگوییم به سقف طول عمر رسیده ایم.» ما سقف طول عمر حیوانات آزمایشگاهی، مثل کرم ها، حشرات و جوندگان را افزایش داده ایم. اما این موجودات را دانشمندان، به طور ویژه، اصلاح نژاد کرده بودند تا سریع رشد کنند و به سرعت به تولیدمثل برسند. بسیاری از تکنیک های استفاده شده برای افزایش طول عمر آن ها، از داروها گرفته تا محدودکردن کالری، احتمالاً تنها با کندکردن رشد کاذب و مصنوعی شان عمل می کنند. ترفندهای مشابه ممکن است طول سلامت ما را افزایش داده و متوسط امید به زندگی را ارتقا دهد. اما ویژ معتقد است حداکثر چیزی که می توانیم بدان امید داشته باشیم این است که تا حول وحوش 115 سالگی بسیار سالم باشیم؛ بعد از این سن، جسم ما خیلی زود از کار می افتد. «شکی نیست که ما روند پیری را به تعویق انداخته ایم»، این را جودیت کمپیزی از مؤسسۀ تحقیقاتِ پیری باک می گوید. «اما برای بالابردن حداکثر طولِ عمر احتمالاً باید ژن های بسیاری را اصلاح کنیم که در زمان حیات ما و حتی در زمان حیات نوه های ما نیز ممکن نیست.» بعد از چاپ این مقاله، چند نفر از دانشمندان در توییتر آمار مورداستفاده در آن را زیر سؤال بردند. لئونید کروگلیاک، از دانشگاه کالیفرنیا، لوس انجلس، تصور می کند ثبات سنی اخیر باتوجه به تعداد کمی از افراد استثنائی همچون کالمان برآورد شده است. او گفت اگر این معدود افراد را کنار بگذارید «مشخص نیست فراتر از نوسانات تصادفی، گسستی در این روند صعودی وجود داشته باشد». او همچنین انتخاب بازه های قبل و بعد از سال 1995 توسط ویژ به منظور تحلیل تغییرات در حداکثر طول عمر را زیر سؤال برد و آن را «نقطۀ انفصالِ من درآوردی» نامید. ویژ از تحقیقات تیم خود دفاع می کند. تیم او در ابتدا ژان کالمان را از تحلیل خود خارج کرد؛ چه با او و چه بدون او، نتایج یکسان هستند. بعد از سال 1995 افزایشی در حداکثر طول عمر وجود نداشته است. اینکه ویژ چه سالی را نقطۀ انفصال قرار داد نیز اهمیتی نداشت. او می گوید:«ابداً هیچ افزایش معناداری از دهۀ 1990 به بعد وجود نداشته است.» «مطمئنم برخی از مردم خواهند گفت این روند صعودی به زودی ادامه خواهد یافت. هرچند قبول داریم که داده ها مغشوش است، که انتظارش هم می رفت، ولی آمارها واضح و روشن هستند. خوشبختانه تمام بانک های اطلاعاتیْ همگانی هستند، بنابراین هرکسی بخواهد می تواند عملیات ریاضی را انجام دهد و با ما مخالفت کند.»

۲۰ روز پیش
رعنا
بیوگرافی

بهبودی کامل با سبک زندگی سالم
آرشیو موضوعی