اختلال دلبستگی واکنشی، نوعی اختلال روانی است که در آن کودک قادر به برقراری ارتباط عاطفی سالم و مناسب با والدین یا مراقبان خود نمی باشد. این مسئله پیامدهای منفی و مخربی را بر روی رشد روحی و روانی کودک به همراه دارد. در واقع، عدم شکل گیری پیوند هیجانی و عاطفی مناسب بین کودک و مراقبان وی، موجب بروز آسیب هایی در ابعاد مختلف شخصیت و سلامت روان کودک می گردد که نیازمند توجه و مداخله به موقع متخصصان می باشد.
نوزادان برای برقراری ارتباط با بزرگسالان به مراقبت های باثبات و دوست داشتنی نیاز دارند. آنها بزرگسالانی را که از آنها محافظت می کنند شناسایی می کنند و هنگامی که احساس تنش می کنند، آرام می شوند. این نوع ارتباط و وابستگی به بزرگسالان برای رشد و تکامل سالم نوزادان بسیار مهم است. اما در برخی موارد، این وابستگی ممکن است به اختلال وابستگی واکنشی منجر شود که نیازمند درمان مناسب است.
در اغلب موارد، آنها وابستگی سالم به مراقبین اولیه خود، مانند والدین، ارائه دهنده خدمات نگهداری روزانه، و یا شاید پدربزرگ و مادربزرگ که با آنها در ارتباط هستند، ایجاد می کنند.
اما گاهی اوقات بچه ها برای ایجاد روابط سالم ،با یک بزرگسال تلاش نمی کنند.در نتیجه، ممکن است اختلال دلبستگی واکنشی را ایجاد کنند، وضعیت سلامت روانی که باعث ایجاد روابط سالم و دوست داشتنی می شود.
اگر کودکی ارتباط احساسی و عاطفی بسیار ضعیفی با پدر و مادر خود برقرار می کند و نسبت به مراقبان خود احساس خودداری دارد؛ به ندرت هنگام ناراحتی و گریه به والدین خود نزدیک شود و اگر او را بغل کنند واکنش مثبتی نشان نمی دهد.این علامت ساده ترین نشانه های اختلال دلبستگی واکنشی است.
اختلال وابستگی مجدد ممکن است هنگامی رخ دهد که اطفال تحت مراقبت های پایدار و سازگار با مراقبت مناسب قرار نگیرند.اگر یک مراقب به گریه نوزاد پاسخ ندهد ،یا یک کودک را پرورش داده و دوست نداشته باشد، ممکن است یک پیوند سالم ایجاد نشود.
در این بخش از سلامت روان نمناک چند نمونه از زمان هایی که یک کودک ممکن است قادر به ایجاد دلبستگی امن به یک مراقب اصلی نباشد، ارائه شده است:
مادر کودک در زندان است:
کودک در حالی که مادر او در زندان است، با بستگان مختلف زندگی می کند و هیچ وقت مدت طولانی در همان خانه نمی ماند، تا بتواند ارتباط خوبی با هر بزرگسال داشته باشد.
مادری که افسردگی دارد:
در نتیجه، او برای مراقبت از فرزندش تلاش نمی کند.
وقتی او گریه می کند، پاسخ نمی دهد و احساسات زیادی را نشان نمی دهد.
کودکی که از محل تولد، والدین و محیط زندگی خود خارج می شود و در پرورشگاه قرار می گیرد:
او در طول یک سال در چندین پرورشگاه مختلف زندگی می کند و روابط امن با مراقبین نخواهد داشت.
هر دو والدین مشکلات جدی سوء مصرف مواد دارند:
این والدین تحت تاثیر مواد مخدر و الکل، قادر به ارائه مراقبت کافی از فرزند خود نیستند.
کودک در یتیم خانه می ماند:
مراقبت های مختلفی وجود دارد ،اما وقتی کودک گریه می کند، به ندرت از او مراقبت می شود . وی بیشتر وقت خود را در کابین می گذراند.
مادر جوان، اصول اولیه رشد کودک را درک نمی کند:
او فاقد دانش برای مراقبت از فرزند خود از لحاظ جسمی و احساسی است. کودک با مادر خود ارتباط برقرار نمی کند، زیرا به نیازهایش پاسخ نمی دهد.
هر زمان نیازهای عاطفی یا جسمی کودک نادیده گرفته شود ، ممکن است در معرض خطر اختلال دلبستگی واکنشی باشد.
فقدان تحریک و محبت نیز می تواند نقش مهمی داشته باشد.
به منظور واجد شرایط بودن برای تشخیص اختلال دلبستگی واکنشی، کودک باید یک الگوی مشابه از رفتار بازدارنده و غیرقابل انکار در رابطه با مراقبت از بزرگسالان داشته باشد.
هنگامی که ناراحت می شود، به ندرت به دنبال آسایش و آرامش است.
قسمت هایی از تحریک پذیری غیر قابل توضیح، غم و اندوه، یا ترسو بودن که در طول تعاملات غیر تهدید کننده، با مراقبان بزرگسال دیده می شود.علاوه بر نشان دادن این علائم، کودک باید تحت مراقبت کافی قرار داشته باشد، که حداقل یکی از موارد زیر را تایید کند:
معلمان، ارائه دهندگان مراقبت روزانه و مراقبین اولیه ممکن است متوجه شوند که کودک مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی، مسائل عاطفی و رفتاری را نشان می دهد.
معاینه کامل توسط یک متخصص بهداشت روان می تواند تعیین کند که کودک آیا یک اختلال دلبستگی واکنشی دارد یا خیر.
گاهی اوقات، کودکان مبتلا به اختلال وابستگی واکنشی تجربه های همدردی را تجربه می کنند.تحقیقات ،نشان می دهد که کودکان مبتلا به اختلالات دلبستگی میزان بالای اختلالات اضطرابی و اختلالات رفتاری را تجربه می کنند.
چنانچه در این بخش از سلامت نمناک گفته ایم گام اول در درمان کودک مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی معمولا شامل تضمین دادن کودک به یک محیط دوست داشتنی، مراقب و پایدار است.
درمان، معمولا شامل کودک و والدین یا مراقب اصلی می شود.گاهی اوقات، مراقبین تشویق می شوند که در کلاس های والدین شرکت کنند، تا نحوه مدیریت مشکلات رفتاری را بیاموزند و اگر مراقبت فرزند با گرمی و مهربانی باشد، آموزش والدین ممکن است برای کمک به یک کودک ایمن و دوست داشتنی باشد.
از پدر و مادرها با روشهای شناخت نیازهای کودک و تربیت او آشنایی کافی نددارند . آگاه ساختن و آموزش این افراد در جلوگیری از بروز اختلال دلبستگی واکنشی بسیار موثر است و در صورتی که کودک دچار این اختلال باشد می تواند در درمان آن بسیار مفید واقع شود.
اگر در خانواده به شرایط و نیازهای کودک توجهی نمی شود و یا خانواده برخورد درستی با کودک ندارد باید دولت، سازمان های حمایت از کودکان و حتی بستگان و آشنایان وارد عمل شده و نسبت به درمان و تربیت درست کودک اقدام کنند.
در گذشته، بعضی از مراکز درمانی برای کودکان مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی، از چندین روش جنجالی استفاده می کردند.
به عنوان مثال، برگزاری درمان شامل یک درمانگر یا یک مراقب بهداشتی است که از نظر جسمی کودک را مهار می کند.انتظار می رود که کودک از طیف وسیعی از احساسات عبور کند ،تا زمانی که نتواند مقاومت کند.متأسفانه بعضی از کودکان در حالی که خودشان را محکم نگه داشته اند، فوت کرده اند.
یکی دیگر از درمان های جنجالی شامل تجدید حیات است.
در طی آن، کودکان مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی، در پتو قرار می گیرند و درمانگران شبیه سازی فرایند تولد را با عمل به طوری که فرزند از طریق کانال تولد حرکت می کند،انجام می دهند.
پس از اینکه در اثر این پروسه،کودک خفه شد، انجام این روش در چند ایالت غیرقانونی اعلام شد.انجمن روانپزشکی آمریکا و آکادمی آمریکایی روانپزشکی کودکان و نوجوانان اعلام کرده است که نسبت به برگزاری روش های درمان و تکنیک های اینگونه احتیاط کنند.
چنین تکنیک هایی به عنوان علوم شبیه سازی در نظر گرفته شده و شواهدی وجود ندارد که نشانه های مرتبط با اختلال دلبستگی واکنشی را کاهش دهند.
اگر شما هر گونه درمان غیر سنتی برای کودک خود را در نظر بگیرید، مهم است که قبل از شروع درمان، با پزشک کودک خود صحبت کنید.
بدون درمان، یک کودک مبتلا به اختلال وابستگی واکنشی ممکن است مشکلات اجتماعی، عاطفی و رفتاری مداوم داشته باشدئو این ممکن است کودک را در معرض مشکلات بزرگتر قرار دهد ،چون او رشد می کند.
محققان تخمین زده اند که 52 درصد از مجرمان نوجوان دارای اختلال دلبستگی یا اختلال وابستگی مرزی هستند.اکثریت قریب به اتفاق این نوجوانان، بدرفتاری و یا نادیده گرفتن در اوایل زندگی را تجربه کرده اند.
مداخله زودهنگام ممکن است کلیدی برای کمک به بچه ها در ایجاد ضعف های سالم در زندگی باشد و هر چه زودتر درمان آنها دریافت شود، ممکن است در طول زمان مشکلات کمتری داشته باشند.
راه های متعددی وجود دارد که ممکن است، مراقبین اولیه بتوانند خطر ایجاد اختلال دلبستگی واکنشی را در کودکان کاهش دهند.
در مورد توسعه کودک آموزش ببینید.
یادگیری نحوه پاسخ دادن به نشانه های کودکتان و نحوه کمک به کاهش استرس کودکتان می تواند در ایجاد دلبستگی سالم کمک کننده باشد.
توجه مثبت را جلب کنید :
با بازی کردن با کودکتان، خواندن برای او و دوست داشتن او می توانید به ایجاد ارتباط دوست داشتنی و اعتماد آن کمک کنید.
پرورش فرزندتان با فعالیت های ساده روزمره، مانند تغییر پوشک نوزاد و تغذیه او، فرصت هایی برای پیوند دادن است.
درباره مسائل دلبستگی بیشتر بدانید:
اگر فرزندانی را که سابقه عدم توجه، بدرفتاری و یا وقفه های مراقبتی دارند،باید درباره مسایل مربوط به دلبستگی آموزش ببینید.